أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
91
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و از پيش قرآن كتاب موسى است امامى و مقتدائى كه بوى اقتدا كنند در دين خداى تعالى و رحمتى كسى را كه بوى مهتدى شود و بنعيم ابد برسد ، و اين كتابى است تصديق كننده كتاب موسى را به زبان عرب تا بترسانى به او ظالمان را يا اين كتاب بترساند « 1 » و بشارت دهى نيكوكاران را يا اين كتاب بشارتى است . [ إِنَّ الَّذِينَ قالُوا ] آنان كه گفتند كه : خداى ما اللّه است آنگه بر آن باستادند و از آن بنگشتند بر ايشان ترسى نيست و نه ايشان اندوهگن شوند ؛ ايشان اهل بهشتاند در بهشت جاويد باشند جزا و پاداشت آن را كه كرده باشند . آنگه گفت : ما وصيّت كرديم آدمى را بنيكوئى كردن با مادر و پدرش ، مادر او به او باردار شد بكراهت ؛ در حالى كه به او حامله شد در رنج و مشقّت بود ؛ و در وقت وضع حمل همچنين ، برنج بار او كشيد و برنج بنهاد و بزاد ، و بار بر گرفتنش تا شير باز كردنش سى ماه بود ؛ و مدّت شير دادن دو سال است . « و الوالدات يرضعن اولادهنّ حولين كاملين » چون از سى ماه دو سال برود شش ماه مدّت حمل باشد و اقلّ حمل اينست و امير المؤمنين على عليه السّلام به اين آيت تمسّك كرد بر آنكه مدّت حمل شش ماه باشد . [ حَتَّى إِذا بَلَغَ ] تا چون برسيد بغايت برنائى و تمامى قوّت ؛ مجاهد گفت : سى و سه سال باشد بعضى گفتند : از هژده سالگى تا چهل سال ، [ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً ] و بچهل سال رسيد . تا اين آيت در حق كيست ؟ بعضى گفتند : در حقّ ابو بكر است كه چون بچهل سال رسيد ايمان آورد ،
--> ( 1 ) - تردّد در معنى مبنى بر قرائت [ تنذر ] است بتاء خطاب يا بياء غائب ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته : « مدنى و شامى و يعقوب خواندند بتاء خطاب خطابا للنبىّ ( ص ) يعنى تا بترسانى تو اى محمّد ، و باقى قرّاء بياء خواندند خبرا عن الغائب إمّا عن القرآن أو عن اللّه تعالى ؛ يعنى تا بترساند قرآن يا خداى » پس « بشرى » هم در معنى تابع يكى از اين دو قرائت مىباشد يعنى معنى آن « بشارت دهى » يا « بشارت دهد » خواهد بود ( ملّخصا نقل شد ) .